دکتر گل گلاب از مفاخر دانشگاه علوم پزشکی تهران

دکتر گل گلاب از مفاخر دانشگاه علوم پزشکی تهران

مصاحبه با خانم دکتر هما گل گلاب

استاد شیمی آلی دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی تهران

 
گلدان‌های زیبای خانه خانم دکتر ما را شیفته خود کرده بود. لحن ساده و صمیمی‌اش ما را به کوچه و خیابان‌هان تهران قدیم برد. خیابان ایران؛ سال 1310؛ در خانه‌ای که مملو از بوی طبیعت بود و فرهنگ؛ و پدری که به عنوان یک فرهیخته علمی و فرهنگی و همچنین خالق یکی از ماندگارترین سرود‌های ملی میهنی برای همه ما شناخته شده و محترم است. خانم دکتر هما گل‌گلاب فرزند دوم خانواده دکتر حسین گل‌گلاب که تحت تربیت وی توانست راه او را پی بگیرد و وارد رشته داروسازی شود.
افتخار داشتیم روبروی بانویی بنشینیم که با کوله‌باری از دانش، تجربه و خاطره، ما را به گرمی پذیرفته بود. دقایقی را به گفتگو پرداختیم تا برای ما از این مسیر طولانی و درس و دانشگاه و حضور در کنار پدری مثل دکتر حسین گل‌گلاب بگوید و آنچه در ادامه می‌خوانید شرح این گفتگوست:
 

  • خانم دکتر درباره حال و هوای درس خواندن و کنکور و انتخاب رشته در آن روزها برای ما بگویید.

آن زمان دانشکده پزشکی و داروسازی و دندان‌پزشکی یک کنکور داشت و دوره داروسازی پنج ساله بود. من خیلی علاقه‌مند بودم که جراح بشوم اما آن زمانی که من درس می‌خواندم مردم خیلی راضی نبودند که جراحی‌هایشان را خانم‌ها عهده‌دار باشند. به همین دلیل رشته داروسازی را انتخاب کردم. کلاس‌ها فقط بعدازظهرها تشکیل می‌شد و لذا صبح‌ها به گذراندن دوره در داروخانه و بعضی وقت‌ها آزمایشگاه‌ها می‌پرداختیم.
 

  • علاقه یا اصرار پدر برای انتخاب این رشته موثر نبود؟

البته پدرم عاشق گیاه‌شناسی بود؛ این رشته را انتخاب کرد و در دانشگاه هم به تدریس پرداخت. تصویر کودکی من از اتاق کار پدر همیشه همراه با یک گلدان گیاه «پر سیاوشان» بود که آن را بسیار دوست می‌داشت. او دوست داشت که یکی از فرزندانش رشته خودش را ادامه دهد ولی تاکید نداشت که من چه رشته‌ای بخوانم. خودم به گیاهان علاقه داشتم و الان هم می‌بیند که در محیط کوچک آپارتمانی چقدر گل و گیاه دارم؛ وقتی مسافرت می‌روم همیشه دلشوره گیاهانم را دارم.
 

  • سطح علمی استادان و دانشگاه در آن زمان چگونه بود؟

آن زمان اساتید بزرگی مثل پدرم، دکتر اعلم، دکتر مقدم، دکتر نامدار، دکتر شرفی و دکتر قریب در دانشگاه تدریس می‌کردند که همه تحصیل‌کرده‌های فرانسه و در رشته خود بسیار متبحر. البته درس‌ها یکی یکی بود و کتاب مثل امروز در دسترس نبود. معمولا استادان جزوه می‌گفتند و فقط یکی دو کتاب بود که می‌توانستیم به آنها رجوع کنیم؛ یکی از این کتاب‌ها نوشته دکتر گل گلاب و دیگری اثر دکتر مقدم بود. گاهی اوقات کتابی را که می‌خواستیم باید سفارش می‌دادیم تا شخصی از خارج برایمان بیاورد. علاوه بر این مجبور بودیم یک سال اول تحصیل هر روز صبح‌ها در یک داروخانه مورد تایید دانشگاه دوره ببینیم تا بتوانیم داروسازی را از صفر یاد بگیریم. بعد از گذراندن پنج سال تحصیل باید یک رساله یا موضوع دلخواه و تحت نظر استاد مربوط می نوشتیم و آن را می‌‌گذراندیم و دکترا می‌گرفتیم. خلاصه اینکه امکانات کم بود اما ما از همان امکانات، نهایت استفاده را می‌کردیم.
 

  • وضع تحصیلی شما در دانشگاه چگونه بود؟

من آن زمان شاگرد اول دانشکده داروسازی شدم و بورس تحصیلی به من دادند تا بتوانم در خارج از کشور ادامه تحصیل بدهم. این بورس را وزارت علوم داد و با کمک آنها و سرپرستی دانشجویان در اروپا امکان ادامه تحصیل در خارج از کشور فراهم شد؛ من نیز تصمیم گرفتم به دانشگاه ژنو سوئیس بروم. دوست داشتم هم شیمی آلی و هم تجزیه مواد غذایی بگذرانم. دوره بورس من چهار سال بود اما من سه ساله درسم را تمام کردم؛ بعد از طرف وزارت علوم به علت زود گذراندن دوره بورس جایزه‌ای به من دادند که من یک سال و نیم هم به آمریکا رفتم و سال 1960 از آمریکا به ایران برگشتم.
 

  • پس از بازگشت از آمریکا چه کردید؟

طبیعتا برای جذب شدن از طریق هیات علمی ملزم به دادن امتحان‌هایی بودم؛ در قسمت شیمی آلی با سمت استادیاری قبول شدم که در واقع جزو 15 نفر اول دانشگاه بودم. آن زمان استادیاری تمام‌وقت وجود نداشت و همه‌ پاره‌وقت بودند و فقط ما  15 نفر بودیم که آن سال با سمت استادیاری تمام وقت استخدام شدیم. آن زمان حقوق استاد 10000 تومان بود و به ما که استادیار بودیم 2500 تومان پرداخت می‌کردند.
 

  • پس از استادیاری چه کردید؟

دوره استادیاری به دانشیاری چهار سال بود که با یک فاصله باید یک مقاله یا کتاب می‌داشتم تا بتوانیم با یک کنفرانس یا سخنرانی تحت نظر یک عده به عنوان هیات ژوری، ارتقای مقام داشتیه باشیم.
 

  • و شما چند مقاله علمی پژوهشی ارائه دادید؟

من 23  مقاله علمی پژوهشی ارائه دادم که تعدادی را به تنهایی و تعدادی را با همکاری دکتر لاله زاری انجام دادم و در مجلات معتبر به چاپ رسید. بعد از چهار سال کارهای علمی-تحقیقاتی دانشیار شدم و بعد از چهار سال هم، با همان قوانینی که دانشگاه تهران داشت یعنی ارائه مقاله و چاپ کتاب و گزینش هیات منتخب دانشگاه، کرسی استادی کسب کردم و به عنوان استادی تمام‌وقت دانشکده داروسازی نائل شدم.
 

  • بعد از بازنشستگی از دانشگاه هم به کار تحقیقاتی پرداختید‌؟

بله؛ من با دوستی‌ای که با دکتر عبیدی داشتم در کارخانه داروسازی و بهداشتی وی به مدت 15 سال به عنوان مسئول فنی مشغول به کار شدم در این مدت در کنگره‌های زیادی شرکت کردم و در فرمولاسیون خوبی که دکتر عبیدی در محصولاتش داشت و بنده هم دخیل بودم، توانستم به مملکتم خدمت کنم.
 

  • حتما بیشتر هم روی گیاهان تحقیق می‌کردید؟

بله؛ من دختر دکتر گل‌گلاب گیاه‌شناس بودم و از کودکی به گیاهان علاقه داشتم؛ بنابراین دوست داشتم روی گیاهان دارویی کار کنم. از جمله دستاوردهای این دوران هم کشف دو داروی بسیار خوب برای پایین آوردن چربی خون بود که تصمیم داشتم ثبت کنم.
 

  • خانم دکتر شما که در ژنو و آمریکا درس خواندید؛ امکانش را داشتید همان‌جا به کار و ادامه تحصیل بپردازید. چرا برگشتید؟

بله؛ آن زمان خیلی شرایط فراهم بود که آنجا بمانم و مشغول به کار شوم اما مملکتم را خیلی دوست داشتم. ضمن اینکه چون شاگرد اول بودم و بورسیه شده بودم، تعهد کاری داشتم. بعد از تعهد هم همچنان امکان برگشت به ژنو و آمریکا را دارم اما دوست دارم که در همین کشور خدمت کنم و تصمیم گرفتم در ایران زندگی کنم.
 

  • توصیه شما به دانشجویان و جوانانی که به رشته داروسازی وارد شدند به لحاظ علمی و اخلاقی چیست ؟

عمیق درس بخوانند و درس خواندن را برای نمره گرفتن ندانند. درس را برای درس و تحقیق بخوانند؛ داروسازی یک رشته بسیار بنیادی است و در حال حاضر استادان بسیار متبحر و خوبی در دانشکده داروسازی وجود دارند و خارج از کشور دیگر آش دهن‌سوزی نیست. اگر دانشجو دنبال مادیات محض نباشد و بخواهد به مملکتش خدمت کند، طبیعی است که باید بسیار تلاش کند.
 

  • بد نیست به عنوان حسن ختام یادی هم از پدر بزرگوارتان دکتر حسین گل‌گلاب، خالق سرود ماندگار «ای ایران» کنیم. کمی از ایشان برای ما بگویید.

کودکی من با سرود «ای ایران» گره در گره است. سال 1333 بود؛ من سیزده سال داشتم و به مدرسه می‌رفتم که پدرم این شعر را سرود. البته سرودن این شعر تنها یکی از کارهای دکتر حسین گل‌گلاب بود. پدرم در دارالفنون تحصیلات متوسطه را گذرانید و سپس در رشته حقوق و علوم سیاسی از دانشگاه تهران لیسانس گرفت و به تدریس در دارالفنون مشغول شد. بعدها دکترای علوم گرفت و معاون دانشکده پزشکی آن زمان شد. وی علاوه بر آن عضو انجمن موسیقی ایران بود و در دانشکده پزشکی گیاه‌شناسی تدریس می‌کرد و کتاب گیاه‌شناسی ایران را نیز نوشت. همچنین همراه با دکتر پرویز شهریاری و دکتر قریب در مهر 1350، مدرسه عالی سرطان را به عنوان هسته اصلی دانشگاه اراک تاسیس کردند. پدرم خیلی روی شعر تمرکز داشت و سرود دانشگاه تهران، سرود مادر، ای ایران و آذربایجان ازجمله آثار اوست. شعر و سرودهایی که آن زمان در مدارس تمرین می‌شد. اما جدا از تمام این ویژگی‌های خوب پدر، مهمترین خصوصیت دکتر حسین گل‌گلاب، فروتنیِ همیشه زبانزدِ او بود.
منبع: مجله رازینوس

 برای مشاهده مقالات بیشتر >>>> اینجا را کلیک کنید.

دیدگاه‌ها

افزودن دیدگاه جدید